سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و جابر پسر عبد اللّه انصارى را فرمود : ] جابر دنیا به چهار چیز برپاست : دانایى که دانش خود را به کار برد ، و نادانى که از آموختن سرباز نزند و بخشنده‏اى که در بخشش خود بخل نکند ، و درویشى که آخرت خویش را به دنیاى خود نفروشد . پس اگر دانشمند دانش خود را تباه سازد نادان به آموختن نپردازد ، و اگر توانگر در بخشش خویش بخل ورزد درویش آخرتش را به دنیا در بازد . جابر آن که نعمت خدا بر او بسیار بود نیاز مردمان بدو بسیار بود . پس هر که در آن نعمتها براى خدا کار کند خدا نعمتها را براى وى پایدار کند . و آن که آن را چنانکه واجب است به مصرف نرساند ، نعمت او را ببرد و نیست گرداند . [نهج البلاغه]
وقتی یکی از استخوانهای شما می شکند دکتر احتمالا خواهد گفت بزودی جوش خواهد خورد البته کلمه جوش خوردن استخوان به معنی چسبیدن دو قطعه استخوان شکسته به یکدیگر است اگر با میکروسکوپ به ان نگاه کنید بافتهای ریز زیادی خواهید دیدکه شبیه یک حلقه ی کاموا در پلیور بافتنی درهم بافته شده است برخلاف کاموا این بافت ها بسیار سفت و بادوام  هستند و یک نوع بافت مشبکی را تشکیل می دهند که به استخوان استحکام زیادی می دهد در حالی که شما رشد میکنیداین بافتهای استخوانی همانطور به تشکیل وتکثیر خود ادامه می دهند در حالی که شما رشد می  کنید این بافتهای استخوانی به تشکیل و تکثیر خود ادامه می دهندو استخوانهای شما روز به روز بزرگتر و بلند تر می شوند وقتی که شما به حد اکثر رشد خود می رسید تشکیل بافتهای استخوانی اهسته تر می شود ودیگر استخوانهایتان بز رگتر نخواهد شدولی در مواقع لزوم انها می توانند بافت مشبک جدید تشکیل دهندیعنی وقتی یک استخوان شکست احتیاج به بافت مشبک جدید داردتا دو قسمت جدا شده را نگهداردبنابرین بافتهای جدید به شکل صلیب و طولا وعرضا شروع به تشکیل شدن می کنند و بافت شکسته ی قدیمی را تعمیر و مرمت می کنند و استخوان

کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط VARNASRI 89/1/17:: 7:55 عصر     |     () نظر

دنیای مردگان پراز مفهومه این دنیای ماست که داره مفهومش از دست میده یعنی داده امروز16فروردین دنیا به خوبی پوچ بودن رو احساس کرد می خوام حرف دلم رو بنویسم اما نمی تونم تو این دنیای مجازی نفس بکشم واقعا دارم خفه می شم

کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط VARNASRI 89/1/16:: 6:49 عصر     |     () نظر

خدا می خواد به تموم بندهاش هرچی خواست بده بگو تو از خدا چی می خوای ورناصری

کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط VARNASRI 88/12/17:: 7:45 عصر     |     () نظر

یکی از پسرا ی کلاس با سمینارم زیاد حال نکرده بود بی معرفت به استاد  راپورتم رو داده بود  اخرش با دخترا رفتم یقه اش رو گرفتیم


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط VARNASRI 88/12/17:: 2:20 عصر     |     () نظر

   1   2      >